اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

137

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

مىفريبد و در عين حال بر نماز و روزه مواظبت مىكند ، چنين كس براى پيروانش فتنه اى است ، نامردمان او را دانشمند ناميده‌اند با اينكه يك روز براستى مرد دانش نبوده است . بامدادان با شتاب در پى افزون بدست آوردن چيزى برآمد كه اندكش بهتر از بسيار آن است تا آنگاه كه از آبى گنديده سيراب گرديد و از آنچه سودى نداشت بسيار فراهم ساخت ، در ميان مردم براى حكم دادن بداورى نشست و روشن ساختن آنچه را بر جز او مشتبه مانده است ضامن شد ، اگر چيزى را به چيزى قياس كند خود را دروغگو نشمارد ، و اگر امرى بر او مشتبه شود آن را از خود پوشيده دارد تا نگويند كه نمىداند ، به خدا قسم نه آن مايه دارد كه پرسش رسيده را پاسخ دهد ، و نه شايسته نام نيكى است كه بدان ستوده شده ، كليد گمراهيها و سرگردان نادانيها است ، از آنچه نمىداند پوزش نمىخواهد تا سالم بماند ، و با بصيرت در راه دانش گام نمىزند ، روايات را بهم مىزند مانند بهم زدن باد گياه خشك را ، خونها از دست او داد مىزند و ميراثها از بيداد او گريه مىكند و به حكم او فرج حرام حلال شمرده مىشود و بخشنودى او فرج حلال حرام بشمار مىآيد ، پس به كجا گمراه مىشويد بلكه از نزد اهل بيت پيامبرتان كجا مىرويد ؟ من از ريشه پشتهاى كشتىنشينانم و چنان كه در آن كشتى نجات يافت آنكه نجات يافت ، در اين ( كشتى ) نجات يابد آنكه نجات يابد . واى همراه كسى است كه از اينان جدا گردد . من در ميان شما چون كهف براى اصحاب كهف و نيز در ميان شما باب حطه‌ام كه هر كس از آن در آيد رستگار شود و هر كس از آن تخلف كند به هلاكت رسد . حجتى است از ماه ذى الحجة در واپسين حج پيامبر : همانا من در ميان شما چيزى مىگذارم كه اگر بدان چنگ زنيد هرگز پس از من گمراه نگرديد : كتاب خدا و عترت من ، خاندان من » . على حكمهاى شگفتآورى داشت چنان كه قومى را آتش زد ، و ديگرانى را بوسيله دود از ميان برد ، و بعضى انگشتان دست را در دزدى بريد ، و ديوارى